ابراهيم اصلاح عربانى
135
كتاب گيلان ( فارسى )
حال به فعاليت و نيروى زياد نياز دارد . منابع علمى « 36 » براى مبارزه با علفهاى هرز مزارع برنج پنج روش پيشنهاد مىكنند كه عبارتند از : - پيشگيرى ؛ طى اين روش به طرق مختلف از انتقال بذر علف به مزرعه جلوگيرى مىشود . - مبارزه زراعى ؛ از طريق شخم عميق و انجام شخم اول در فصل پائيز . - مبارزه مكانيكى ؛ از طريق وجينكارى . - مبارزه شيميائى ؛ كه با استفاده از انواع علفكشها صورت مىگيرد . - غرقاب كردن ؛ از طريق آبيارى غرقابى مزارع . از ميان روشهاى پنجگانه فوق تنها دو روش مبارزه مكانيكى و شيميائى در گيلان عموميت دارد . مبارزه مكانيكى روش سنتى دفع علفهاى هرز است كه هنوز نيز كموبيش معمول مىباشد . ليكن در سالهاى اخير به دليل كمبود كارگر زن و افزايش دستمزدها و همچنين سهولت تهيه انواع علفكش و تا حدود زيادى ترويج آن به وسيله كارشناسان كشاورزى ، استفاده از علفكشها براى دفع علفهاى هرز بسيار معمول شده است . از مهمترين علفهاى هرز رايج در مزارع برنج گيلان سوروف و جگن است . گياه سوروف از نظر ظاهر شباهت زيادى به برنج دارد . به همين دليل تا زمانى كه كاملا رشد نكرده ، تشخيص آن از برنج مشكل است . اما جگن با وجود تشخيص آسان آن از برنج ، چون از طريق گرههايى كه در ريشه به صورت غده درآمدهاند ، تكثير مىشود ، طى مراحل مختلفى رشد كرده و چه بسا كه با باقى ماندن اين غدهها در زير گلولاى پس از انجام وجين نيز سبز شود . انواع ديگر علفهاى هرز شناخته شده برنج در گيلان عبارتند از اويارسلام ، ارزن وحشى ، بندواش ، تيركمان آبى ، عدسك آبى ، شال تسبيح ، زنبق زرد و برخى انواع كماهميت ديگر . امروزه به دليل استفاده از انواع علفكشها در زراعت برنج كه خود نوعى از مشكلات اكولوژيكى كشت آن است ، پىآمدهاى بيولوژيكى وسيعى در منطقه به وجود مىآيد كه در جاى خود مورد بحث قرار خواهد گرفت . 2 - خشكسالى و كمبود آب - يكى ديگر از مشكلات اكولوژيكى كشت برنج در گيلان كمبود آب و در نتيجه بروز خشكسالى است . بررسى رژيم بارش در گيلان نشان مىدهد كه ميزان بارش سالانه در همه فصول يكسان نيست . در برخى سالها كه ذخيره برف زمستانى در كوهستانها كاهش مىيابد و از آبدهى سرچشمه رودها كم مىشود ، خطر بروز خشكسالى وجود دارد مخصوصا اگر بارش تابستانى نباشد . هرچند كه اين مسئله در اراضى زير آبخور سد سفيدرود ديگر منتفى شده ، ليكن در آبخور رودهاى ديگر هنوز به قوت خود باقى است . كشاورزان گيلان هميشه خاطرات تلخ بروز خشكسالى را به ياد دارند . شكل اكولوژيكى خشكسالى و كمبود آب را در حوزههاى غير از سفيدرود نبايد دستكم گرفت . در عينحال خشكسالى و كمبود آب داراى علل مشترك نيستند . خشكسالى در نتيجه نوسانهاى اقليمى بروز مىكند و اغلب بر اثر تأخير بارش در تابستان يعنى فصلى كه مزارع برنج شديدا به آب نياز دارند بوجود مىآيد . تأخير بارشهاى تابستانى بهويژه در آبخيزهاى كوهستانى باعث كاهش حجم جريان آب شده و به كاهش و كمبود آب منجر مىشود . ريزش باران در كشتزارها نيز خود كمك مؤثرى براى مزارع محسوب مىشود . هنگامى كه دوره خشك يعنى بدون باران طولانى مىشود ، تشديد تبخير به كاهش آب مزارع كمك مىكند و گياه برنج در اين دوره حساس رويش خود آسيب فراوان مىبيند . اما كمبود آب در حوزههاى غير از سفيدرود با عوامل غير اقليمى نيز بستگى دارد . بدينترتيب كه با توسعه كشتزارهاى برنج در نواحى جلگهاى ، آب محدود رودخانهها و نهرها بايد ميان اراضى وسيعترى تقسيم گردد . از طرف ديگر در طى دهههاى گذشته كشت انواع علوفه در نواحى كوهپايهاى و حتى كوهستانى نيز معمول شده و در مواردى با وسعت زياد گسترش يافته است . امروزه گروهى از ساكنان نواحى كوهستانى و كوهپايهاى كشت علوفه را توسعه داده و از اين طرق به يك منبع درآمد دست يافتهاند . فروش علوفه در فصل زمستان به دامداران در كوهپايه و جلگه از جمله منابع درآمد اين گروه از كشاورزان محسوب مىشود . كشاورزان مزبور كه در اراضى بالادست يعنى خارج از حوزه مديريت سرميراب و ميرابها قرار دارند ، قسمتى از آب رودخانهها را براى آبيارى يونجهزارهاى خود برداشت كرده و بدينترتيب جريان طبيعى آبدهى رودخانهها را مختل مىسازند . با برداشت آب در اراضى كوهپايهاى و كوهستانى حجم آب رودها كاهش يافته و همراه با توسعه كشتزارهاى برنج در جلگه موجبات بروز بحران كمبود آب در اراضى پاييندست فراهم مىشود . براى مقابله با اين خطر كه سوابق دردناكى از گذشته در خاطره كشاورزان منطقه بر جاى گذاشته است ، وزارت نيرو در چارچوب طرح جامع آب كشور و بنا به توصيه و ارزيابى سازمان آب و برق منطقهاى احداث تعدادى سد از انواع مختلف را بر روى رودهاى گيلان كه براى ادامه كشاورزى برنج اهميت حياتى دارند ، پيشبينى كرده است . گزارش آب طرح منطقهاى گيلان و مازندران نيز كه توسط مركز مطالعات و تحقيقات شهرسازى و معمارى وابسته به وزارت مسكن و شهرسازى تهيه شده است ، بر ضرورت احداث اين سدها تأكيد كرده و توصيه نموده است كه با توجه به تشديد روند شهرنشينى در گيلان و افزايش مصارف آب شهرى ، آب موردنياز شهرهاى گيلان از منابع زيرزمينى تأمين گردد تا بدينترتيب آب مورد نياز كشاورزى كه زراعت برنج بدان بستگى تام دارد به مصارف شهرى تخصيص داده نشود . ب - مشكلات بيولوژيكى كشت برنج تا قبل از سالهاى 1350 مشكلات زراعت برنج به همان مشكلات اكولوژيكى يعنى علفهاى هرز ، كمبود آب و خشكسالى و يا وجود گراز در جنگلها و بيشهزارهاى حاشيه مزارع برنج محدود مىشد اما با پيدا شدن كرم ساقهخوار برنج در مازندران به سال 1351 و سرايت آن به گيلان در همان سال اندكاندك مسئله آفات برنج به صورت يكى از بزرگترين مشكلات كشاورزى برنج درآمد و بدينترتيب مشكلات بيولوژيكى نيز بر مشكلات اكولوژيكى افزوده شد . اصولا بروز و شيوع انواع آفات گياهى در گيلان طى 20 تا 30 سال گذشته امرى تصادفى نيست . از اينرو ريشهيابى مسئله مستلزم بررسى و مطالعه دقيق
--> ( 36 ) . غلات ، ناصر خدابنده ، صفحه 339 .